mars 10, 2007
Espacement(al)s
به نقل از مجلۀ «خوانش»
فصلنامۀ ادبی ، شماره ۴-۳
کتابی از یداله رویائی در زبان فرانسه بنام * Espacement(al)s
" علت غائی آنست که چیزی ازبرای صورت او (چیز)
ساخته شود. وکلمه خانۀ شیطان می شود " (سهروردی)
در بهار امسال انتشارات انوانتر Editions L’inventaire ) درفرانسه کتاب تازه ای از یدالله رویائی منتشر کرد با عنوان «اسپاسمانتال»ها، که ترجمه ی هشتاد و دو قطعه از اشعار او را در بر دارد. این کتاب که عنوان آن را درفارسی می توان به «حجمیها» ترجمه ویا تعبیر کرد، منتخبی است ازکتاب های «دلتنگیها» و «لبریختهها» و نیز شعرهائی که بصورت پراکنده منتشرشده و هنوز کتاب نشده اند. وچنانکه از نام کتاب برمیآید شعرهائی اند که در آنها تمایلات حجم گرائی (اسپاسمانتالیسم) بیشتر نشان داده می شود
پیش ازآن نیز دو کتاب دیگر از او در فرانسه ترجمه و منتشرشده است با نامهای:
- Et la mort était donc autre chose
- پس مرگ چیزی دیگر بود، به ترجمه ِ کلود استبان و برنار نوئل. باهمکاری کریستف بالایی(انتشارات کره آفیس، ۱۹۷۷)
- امضاها، (Signatures) ترجمه ی کریستف بالایی ، انتشارات دنا، ۲000
اما در ترجمه ی کتاب "اسپاسمانتال ها" نام های آشنا و ناآشنائی شرکت دارند که به تدریج و در طول زمان، به ترجمه ی کارهائی از رویائی پرداخته اند : برنار نوئل، آلن لانس، آرش جودکی، فرانک هشترودی، دومینیک پره شه، آندره آلیگرو، کارولین داورپناه، والبته خودشاعر .
ترجمهی شعر : نوعی باز آفرینی
رویائی در این باره میگوید:
بیشتر اشعار پراکنده و منتشر نشدهی این کتاب، به ترجمهی خود او انجام گرفتهاند، که در وافع برگردان ِآزادی است که از کار های خود کرده است، بیشتر به منظور "حفظ روحیه ِشعر در زبان ترجمه".
" اتوترادوکسیون" Autotraduction ) عنوانی ست که رویائی برای این کار خود انتخاب کرده است. واژه ای که پیش از آن، کاربردی در فرانسه نداشته، ویا لااقل در دیکسیونرها نیامده است. به همین جهت ناشر ِکتاب ازاین ترجمه ها به نوعی" باز آفرینی" یاد کرده ودرتوجیه آن آورده است که :
«در ترجمهای که کلود استبان و برنار نوئل از کارهای رویائی در سال 1997 با کمک کریستف بالایی ارائه کرده بودند(انتشارات کره آفیس – روآیومون) دقت ووفاداری یه متن چنان بود که به نظر مولف امانت داری درمتن ِ شعر ، خود ِشعر را از فرم و شکل ، ومعماری قطعه که جوهر اصلی کار اوست، دور کرده بود. لذا رویائی با اعتقاد به ترجمه ناپذیر بودن ِشعر، و بویژه این نوع شعر، بر آن است که در ترجمه ی شعر خود ازخود، مولف می تواند زبان مهمان را در زبان میزبان حذف کند تا آنجا که به متن ِخود وفادارانه بی وفا بماند.»(مقدمهی ناشر، ص.۷)
و ادامه میدهد که از این لحاظ ترجمهی رویائی از اشعار خود، گاه غرابتها و نادرههائی در زبان فرانسه ارائه میکند که در بسیاری از ما تحسین ودر بسیاری مقاومت بر میانگیزد. ولی او (رویائی) درتوجیه این کار خود میگوید:
«متنی که از یک زبان بیگانه ترجمه می شود یبگانگی هائی را هم ناچاربا خود بهمراه می آورد، وما نباید از آن بترسیم بلکه برعکس باید از این مبادله ها استقبال کنیم چون به غنا ورفع کمبود های هردو زبان در طول زمان کمک می کند».
ازاین نوع غرابت ها را، از همان اول، می توانیم درعنوان کتاب ببینیم، باتصرف
درعلامت ِجمع در زبان فرانسه :
( Espacementaux بجای Espacement(al)s)، تا شعرهائی درداخل کتاب ، که از آن میان چند قطعه از صفحه های ۱۱ و۱۳ و ۴۳و۴۴ و۴۵ را انتخاب کرده و در اینجا می آوریم با متن های فارسی ِ منتشر نشده ی آنها که رویائی به خواهش ما در اختیار «خوانش» گذاشته است.
۱
حس ِ حضور
می بینمش
پیش از حضور ِ مبهم ِ حسی
که نیست
Le sens
Je le vois présent
avant qu’il ne soit réel
confusément présent
۲
زانوان ِاطاعت
بر کنده ی درخت
چهره ی الوار
و حرف
ثقل ِغبار بر بال
با خون تازه
وقتی که زاویه می سازد
بازوی کودک از تلاقی توپ
کنده ی زانو در خواب ِسقف
چهره ی الوار
Genou respire soumission
au nœud du chêne
Marche des ailes parole
Poussiérée de vol se fait entendre
Canon parallèle au bras d’enfant
mélancolie de l’angle
formée de la rencontre fraîche du sang
et du genou écorché qui répond
le nœud de la poutr
۳
تعریف من جزیره ای ست
تنها بر آب
جزیی از چیزی با چیزش تنها نیست
یک جای مرده در متن
حصار ِ محصورم -
معبر ِمجبور ِحرف
مجهول ام
مرگ ِمعصومم غرق
غرقاب را دهان و دهانه است
در حال ِمن گذشته ی من جاریست
مثل گذشته در گذشته ی من
یک جای مرده بر دریا
- حال ِهمیشه -
که با همیشه اش تنها ست.
Seul avec la mer une île me définit
Le détail n’est pas seul
coin nécrosé du texte
une étape envahie
je m’ignore
Ma mort innocente
le langage de l’abîme
l’imparfait roule dans mon présent
comme une fois dans mon passé
au coin nécrosé de la mer
je reste à jamais un parfait présent
۴
سنگ ساده
سنگ شاد
سنگ انتظار آمدن مرغ مسافر
در لحظه ی نشستن مرغ سنگ
لحظه می شود
سنگ ِ مرغ
لحظه ی سنگی
Pierre facile
Désir et dommage
attend l’assise de l’oiseau
passager
moment d’assise
elle le devien
pierre l’oiseau
Moment pierreux
۵
و چاه که می روید
در حلقه ی چاه
گم می کند جدار خودش را
گم می کند جدار ِخودش را مار
و جلد ِ یادگار
بر سر بارو بارو را
اشاره ی بارو می خواهد
وقتی نگاه بار ِخودش را
با پرش ِپلک می بّرد
درپرش ِپلک می پّرد
تو در جلوتر ِ تو می دود و من
بعد ِ نام ِمن
در فکر ِسنگ
رودخانه کوچه میشود
درفکر ِسنگ رودخانه کذر گاه
و گام
- موسیقی ِنمک –
اندازه های زمین را اندازه می گیرد
وقتی که کف
روی صف ِ سفید ِ سرانگشت های گریزان می بندد
Le trou qui pousse perd la paroi
pousser le trou
peau laissée du serpent
réveille le rempart
Paupière tranche
et le regard porte son contenu comme paupière
Tu cours devant toi et je suis l’après de mon nom
Chant du sel
la rivière se veut la ruelle
dès que la pierre la pense
et l’écume se fige en clavier courant.
۶
چشمی در زخم
چشمی میان زخم
میان زخم، چشم میان بود
میان چشمی دیگر، زخم
چشم ِآدمیان بود
چشمی میان زخم
میان زخمی چشم
زخمی میان چشم
در لمس ِ دو چیز
چیز ِسومی همیشه لمس می شود :
لمس
Un œil dans la plaie
ne veut pas être milieu
mais au milieu
Un autre œil fait le milieu
d’une autre plaie
pour un œil au milieu
d’une plaie autre
L’œil de la plaie le milieu
Le milieu de l’œil la plaie
Et la plaie l’œil du milieu
Deux choses qui se touchent
touchent une troisième
le toucher
* در ۱0۴ صفحه، با تصویری از کولت دبله نقاش ، به بهای ۱۵ اورو، در کتابفروشی های فرانسه، بلژیک، و
سرزمینهای فرانسوی زبان، و سایت هاشان نظیر fnac.com یا alapage.com و یا amazon.fr
سلام.
تني اگر نباشد روح در به در ِ كجا خواهد بود؟بي شعرهايت با گنگي يِ رخوت آورشان بي تنم .بي تن ترين روحم.
سلام سال نو مبارك
نميخواين سري به ما بزني نازنين؟
سال نو مبارك
Posted by: Soheil at mars 24, 2007 8:41 PMكتاب هاي شما در باره شعر در گوشمان هنوز زنگ مي زنند
روزهاي شاعرانه اي در سال نو پيش رو داشته باشيد
سعادت خواه شما
معرك نژاد
سال نو
اگر نو است مبارك
سبز باشيد
وبلاگ گروهی فریاد حق طلبی مردم راه اندازی شد
ابتدا فرا رسیدن سال جدید و بهار طبیعت را به جنابعالی تبریک عرض کرده به استحضار می رساند که وبلاگ گروهی فریاد حق طلبی مردم با هدف ایجاد فضایی مناسب جهت بیان حقوق و مطالبات پایمال شده مردم و روشنگری پیرامون آن و یافتن راه حل هایی جهت گرفتن آن تشکیل شده است.
از جنابعالی دعوت می شود مطالب خود را جهت درج در وبلاگ ارسال نمایند و همچنین از شما درخواست می شود در صورت امکان آدرس وبلاگ گروهی فریاد حق طلبی مردم را پیوند دهید.
نشانی وبلاگ: http://faryadehaghtalabi.blogfa.com
http://faryadehaghtalabi2.blogfa.com
http://faryadehaghtalabi3.blogfa.com
http://faryadehaghtalabi4.blogfa.com
پیروز باشید
سال نو يتان مبارك .
اگر لطف كنيد سري هم بزنيد ممنون مي شوم.
http: www. imanpourhasan.blogfa.com
نمي دانستم شما هم در دنيايي رويا هاي زندگي مي كند. نام من رويا رويايي است. از نامت خوشم امد برايت پيامي گداشتم. اميد دوست اش بگيري
رويايي
سلام جناب رويايي عزيز!
با عرض پوزش تاخيرم را ببخشيد . مدتي نت نمي آمدم وحالا :
با متني در عنوان « كسي كه در مي رود – در نمي زند » به روزم و منتظر حضور و نظر شما . درضمن ارتباطي هم با شهرام و بهرام و قورمه سبزي و شلغم نداره لطفن... احسان خلیلی عزیز در وبلاگ خود بحث های دوازدهمین گردهمایی خانه شعر شمال را به بحث گذاشته است
هميشه پاي دار باش هجووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم
اوستاد
نوروز مبارکت باد.
سلام استاد
دلم براتون تنگش شده بود
سال جدید را با همه زیبایی هاش براتون نیکو و پر از برکت آرزومندم
شاد باشید
بهار! حتی اگر فقط در تقویم ها بهار باشد، باز از هیچ چیز که بهتر است!
می توان به اندازه ی سرخوشی تقویم ها سرخوش بود!
روزگارتان نو! سال نو پیشاپیش مبارک!
آقاي رويايي برای شما سالی همراه با خرسندی آرزو می کنم.
امیدوارم سالی را که در پیش رو داریم بدون قحطی‘ بیماری فراگیر و جنگ به سر آوریم.
سلام ..كاري در مجله ادبي عصر آدينه دارم....(مطلب را فقط جهت اطلاع بعرض رساندم لطفا كليد تاييد را نزنيد)...باقي شادي عمرتان ...
Posted by: حسین دیلم کتولی at mars 20, 2007 8:27 AMترحمه ي شعر را بايد حتما شا عر بكند وگر نه خراب مي شود. آنهم شاعري كه زبان ترحمه را بداند. قصه هم همينطور اگر قصه نويس نكند خراب مي شود
. هردو احتياح به دخالت و آدابتاسيون دارند.
ccu :
+ وقتی نتوانیم قومیت ها ، زبانها ، گویشها و فرهنگهای اقوام را در
جهان امروز جایگاهی بدهیم نقطه صفر برای پریدن جای لرزانی ست +
بدون عنوان با این مقاله به روز شد :
(( 10 شماره معکوس برای مخاطب – مولفی در رینگی با حضور یک نفر ))
[گل]
Posted by: mehdi kamali at mars 19, 2007 6:12 PMنه تنها ترجمه شعر، هر ترجمه ای یک تاویل نو و یک باز آفرینی است.
Posted by: رضا at mars 19, 2007 3:36 PMسلام
اميدوارم سال خوبي داشته باشي
سالي كه پراز پيروزي و شادكامي براي شما و خانوادت باشه
سلام ...در اغاز سال نو جدولی برای خودم وشکست رستم دارم ...منتظرم ...ممنون
Posted by: حسین دیلم کتولی at mars 18, 2007 10:36 AMبا سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی دهد...
دوباره برگشتم!
با قسمت دوم مقاله «ترفندهای زبانی در غزل پست مدرن»
که به ترفندهای زبانی در «مبحث کلمه» می پردازد
به همراه مثال هایی از دوستان شاعر
و بحث پیرامون آنها...
البته این مقالات حالا حالاها ادامه دارد
پس منتظر حرفهایت ، پیشنهاداتت و حتی انتقاداتت هستم...
و مهم تر از همه:
یک شعر تازه
که دوست دارم بخوانی
راه از میان مویرگ های حیات می گذرد. منتظرم...
هرچه فكرميكنم نميفهمم نظام سانسور دنبال چيست؟ آخر كه چه؟ يعني فكر ميكنند كسي نميفهمد "واژه"، "بوسه" بوده است؟ يا "قاضي"، "فقيه"؟ مگر نه اينكه قضات اين ديار همه فقيهان قوماند؟ به كجا ميخواهند برسند؟ دياري كه در آن نبينند و نشنوند و اگر هم ديدند و شنيدند، نفهمند؟ ميداني استاد... چه قدر يك نفر بايد خاسر باشد تا چنين به جنگ واژگان برود؟ مگر خدا در آغاز كلمه نبود؟ ميدانم اينها با دين هم چنين تا ميكنند كه با واژگان...هر چه را بخواهند حذف و ميكنند و با كبريتهاي بيخطر ميپوشانند، غافل از آنكه يتم نوره و لو كره المشركون...نه استاد؟
Posted by: واقف at mars 17, 2007 8:43 AM...
تلقین کُنَم کُنَدَم
حرکت میان ِ حفره هربار شوم شوَدَم
تا بین ِ صفـر تلقین تمامم گیرد
فرصت به روی صفـر
تا خَـلق ِ شده باشَدَم
با مغز ِ تلا شی
ارتعاشی
در شعاع ِ وحشـت
ای ترس !
ای من ِ مُحتضِـر !
وقتی در کلمه مرگ ترا می گیرد
مرگ از کجا می آوری ؟
می آوری از کجا ؟
از کجا از
کجا از کجا ؟
...
نبضه ام آی !
آتش شناس باشد باید
معنی آب آنکه در حلقومم بریزد
و دیواره ی این ردیفِ قبضه را
در مسلخ ِفوّاره ایش محیطی بشکافد
این تلّ ِجذبه تا لب دویده است
در آب و
تشنه همیشه پهلوی مماس
با سُرخی و بی رنگ
ارتفاع ِشکفته آی !
دیواری از خود مُحاطم کن !
...
رویایی عزیز ! وقتی این شعرها را برای تو می خواندم سرم سنگین شد . هر چند تو نمی خواندی
با احترام ؛ کیوان قنبری
سلام آقاي رويايي عزيز
به دلايلي اولين مجموعه شعرم را به صورت اينترنتي در وبلاگ
www.hanooz5shanbast.blogfa.com
منتشر كردم
دوست دارم و اميدوارم شما در مرد اين مجموعه نظرتان را برايم بنويسيد
متشكر
و دوست دار شما
من همان درختم
دوتا مرغ عشق داشتم
یکیش مرد
می آیی تدفینش؟
در حوالي امروز درختي را ديدم
براي فرياد واژه مي خواست
داري آقا؟
سلام جناب رویایی ! شروه با خبر اختتامیه نخستین دوره جایزه ادبی دریا با حضور پگاه احمدی ، هزارجریبی ، محمد مهدی مصلحی ، علی مومنی ... و تصاویری از مراسم و حواشی آن به روز است ./ در پناه دریا !
Posted by: میثم ریاحی at mars 14, 2007 1:23 AMشعر زخم زبان است اي شاعر!
زبان كه باز كني
جهان به فرياد در مي آيد
درود!
يكي از اشعار اخير شما را در وبلاگم گذاشته بودم با يك مقدمه. بعد كسي با اسم يداله رويايي آمده و نظر داده است. از آنجايي كه نشاني و پست خود را ننوشته بود گفتم شايد شما نبوده ايد و كسي از طرف شما آن نظر را نوشته است.
اين مطلب جديدت را هم ذخيره مي كنم و بعد مي خوانم . قربانت
جدید ترین نسخه تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید
به استحضار می رساند که جدید ترین نسخه اصلاح شده تئوری نهضت حق طلبی نسل جدید در اطاق هم اندیشی نسل جدید به آدرس(http://goftegoo1.blogfa.com) موجود می باشد لطفاً مراجعه نموده و نظر خود را پیرامون آن بیان نمائید. پیروز باشید
