mars 15, 2006
شاعران
شاعرها و نقاشهای قدیم کارهایشان را روی مدلها و آثار مشهور استادهای قرون پیش از خود متمرکز میکردند، و با این کار اسرار تکنیکی و فنی آنها را مرور میکردند، و یا میرساندند که به آنها رسیدهاند، و یافتهی آنها را دریافتهاند. و از خلال همین دوبارهکاریها بود که اینها هم به نوبهی خود شاهکارهایشان را یک روز و روز دیگر ناگهان میساختند. تا وقت دیگر، قربانت
عباس عزیز،
امروز انگار فقط آهنگسازان هستند که در کنار شور ِخلق و بافت ِموسیقی گهگاه تغنیای هم از بتهوون و باخ دارند. وگرنه بقیهی هنرها بهویژه شاعران چهرهی امروزیشان را از همان روز اول در نفی و انکارِ آنچه از گذشته میدانند، میدانند.
و اما اینقدر گشتم دنبال تو و اینقدر گفتم از تو که می ترسم زبانم بشود یک تکه از سنگ گوری که روی سینه ام گذاشته اند ...رویای بزرگ امضاهای متروک....! من به تو از ترس دایره های موازی سلام می کنم که بمیرم و سلامی به رویا نداده باشم...
Posted by: محسن بوالحسنی at novembre 6, 2006 6:49 PMsalam dastane jadidi az eenjaneb dar site joqd montasher shode ast.
khoshhalk mishvam nazare khod ra dar ann ja bebinam.
http://www.joqd.com/stories/36/
lotfan link ra baraye doostan niz ersal konid.
ba tashakor
farhad
salam aghaye royaii aziz
az inke site shomaro kashf kardam vaghean khoshhalam.
be sheraye shoma besyaar alaghemandam;emkanesh hast ke baraye shoma sher befrestam ?
بله ، این برف را دیگر سر باز ایستادن نیست و یا شاید به زبان شما : این که نباشیم خود شکلی دیگر از بودن است و شاید این شاعران چهرهی امروزیشان را از همان روز اول در بازخوانی و تحسینِ آنچه از گذشته میدانند، میدانند و خود نمی دانند.عبور از درگاه حقیر جاودانگی چه سجده ی طولانی ای می طلبد ، فریاد می زنم ای درگاه ! ای گاه! مرا بتکان !
Posted by: میلاد at mars 31, 2006 12:05 AMرو یای عزیزم
سال نو مبارک
امیدوارم همیشه خوش و خرم باشید
ارادتمند
علی قنبری
با سلام خدمت دوست عزيز .... عيدت مبارک .... اميد وارم سال خوبی داشته باشی .... با يه ترانه از خودم ... يه ترانه از محمدرضا حبيبی ... و دو تا دو بيتی از امر پيرنهان .... سر بزن منتظرم ....
سلام استاد با يه غزل بروزم درباره نظر هم ....شرمنده ام خيلي بزرگ نشدم يا علي
Posted by: میرزایی at mars 26, 2006 3:12 PMسلام من اتفاقي به اينجا رسيدم.عجب كاريكاتورهاي خوبي مي كشيد.خوش بحالتان.سال نوي شما مبارك!
Posted by: gina abdollahi at mars 26, 2006 1:07 PMچه خوش بود يافت كلبه ات و رفاقت با كلمه ات ...
Posted by: س.عميد at mars 26, 2006 7:54 AMسایه ام / ایستاده / به تماشای رویا / با دست های روشن
Posted by: میثم ریاحی at mars 25, 2006 9:47 PMسلام. سال نو مبارك. امدم براي دعوت به وبلاگم. با عري جديد به روز شدم . اگر سايه تان مثل بعضي.......سنگين نيست و كار جوان تر ها را هم دوست داريد . خوشحال مي شوم بياييد.
Posted by: ميثم متاجي at mars 25, 2006 2:17 PMشعر های خوبی دارید
Posted by: لیلا at mars 24, 2006 7:53 PMرویایی بزرگ
با کاری تقدیم شده به مردی رویایی وبلاگم را به روز کرده ام.من را خوشحال خواهید کرد اگر بیایید و من را از نظرتان بهره مند سازید.شاد باشید و پیروز
با سپاس و احترام
سروش
آقاي رويايي عزيز بهارتان خوش باد! با بهترين آرزوها براي اين سال و هر سال...كاش از همين تكه ي اول سال همه چيز روبراه باشد و زندگي به دلبخواه تان...راست گفتيد...اين فرهنگ انتقادي بهتر بود در حد همان تئوري و فلسفه مي ماند.وگرنه نتيجه اش همين هنري بود كه مرد...و هنرمندي بود كه يك شبه از زمين مي رويد و مي گويد من خودم خالق نخستين ام.دنيايم هم هرشكلي كه هست همين است و هنر است! راست مي گوييد.گرچه اين روزها هم خيلي ها هستند كه هنوز ريشه دار مي رويند.هرچند مثل رز صحرا ريشه در باد بدهند.البته تا وقتي شاعري شاعر نشده و دارد از ريشه هايش اتود مي زند بهتر است شعار ندهد!...من که ریشه هایم را دوست دارم.رویا را هم. هميشه سرخوش باشيد :)
حرکت در اقیانوس زبان.آب را نمی توان نفی و انکار کرد،تو فان و رویا را نیز.
سال نو مبارک
Posted by: مجتبی ویسی at mars 22, 2006 11:36 PM
( نبود چنين مه در جهان
اي دل همينجا لنگ شو).
عيدت مبارك عز يز
شاد زي
عید شما مبارک جناب رؤيايی
با آرزوی سلامتی و شادکامی
برای شما و خانواده
نوروزتـــان پیـــروز...سال نو را به شما عزیزان تبریک می گویم...شادمـــان باشید
Posted by: سروش سمیعی at mars 20, 2006 12:19 PMاين هم براي شما
تحویل سال
آغاز سال
اسارت ماهیهای خرد رنگارنگ
در بلورهای تنگ؛
کنار کتابی با تاریخ مصرف گذشته.
آیینه بی تاب از هفت سین نا همگون
سین سادگی را صدا می کند.
اشک از گلوی شمع می چکد.
ماهیها گریه می کنند:
- ما را رها کنید؛ ما را رها کنید-
آب می لرزد.
همه می خندند
و سال تحویل می شود.
علی کریمی
Karimi49@hotmail.com
سر سبزترین بهار تقدیم تو باد
آواز خوش هزارتقدیم تو باد
گویند که لحظه ای ست ، روییدن عشق
این لحظه هزار بار تقدیم تو باد.
سال نو را به شما و خانواده گرامی تبریک می گویم
رويای من!
شاعر محبوبم، آقای رويايی
عيدتان مبارک. سلامتی و شادی برای شما می خواهم. و بهترين ها را.
salam ostad bebakhshid finglish minvisam.farsi saz nasb nakardam:( omidvaram khosh o khosh bashin va sale no ro be shoma va khanevadeye mohtarametoon tabrik migam.
doostdare shoma:hossein
Posted by: hossein at mars 19, 2006 7:28 PMنوآوري ، نوآري ،( no_ yes) ، نو يدن ، اگر ، مثل خود اين فضايي كه توش داريم زيست مينماييم ، __ هستي؟! __ ، حامل تنش دو قطبي نباشه ، حتا اگر از هر لحاظ " نو " باشه ، باز ، نيست.يعني وجود نداره ،كه بخواد نو باشه يا ادامه يا تكرار يا .... يه آشفتگي ، يه خنده ي عصبي ، كه انگار به ات بگو يند: پَشين! وقتي نمي تو ني در يك آن هم بشيني هم پاشي ، دچار " آن" ( وا ) كنش هايي مي شوي كه دو تا از اسمهاش را تجربه ي شخصيم گذاشته ام بالا. به نظر من اين اون حالتي ست كه هر اثرهنري ، و كلا هر رفتار بشري ، بايد حامله ش باشه. البته حتما ميدانيد كه در عصري مي زي ايم! كه شعارش اين است : بايد "بايد" را از نظريه ها و حكم هايمان بيرون كنيم .
به هر حال ، سري زدم به شما بلكه بعد از مدتها حرفي بخوانم ازتان ، كه خواندم. شعري هم هست تقديمش كرده ام به شما .البته ، بين خودمان باشد ، بعد از نوشتن اش بالاي صفحه نوشتم : به ي. رويا!
مي خواهم يك " گشت " ديگر را باش به تان تبريك بگويم :
كاش مكاشفه
در اين اتاق
اين كلمه ي چهار ديواري
باز مي شد
و دو سكوت
تق تق
به چاه ِ مغز و موريانه
شرفياب و استخوانده مي شدند
كه شگرد مثلث
خنده زد
در شدتِ شقيقه
به درد __ كه پتو داشت
و هنوز
دارد __ مي دَرَد
من
در مرگِ تازه ام
لكِ قرنيه هاي آينده را
در نشئه ي قمار ديگر
به نمانده هاي هزاره هاي پيش از باغ
گوشزد كرده ام
اما دريغ!
دريغ!
دري به درد
باز نشد!
تا حدودي موافقم!
شادز ي يا حق
سلام استاد عزيز
شايد علت اين مسئله انتظارات نا بجا از شعر و درك هاي افراطي از نواوري و خلاقيت در ادبیات باشه.در هر صورت جاي پاي قبل از ما قسمتي از راه است كه طي شده قبل از انكه ما قدم بگذاريم...
بگذریم دوست داشتم قبل از سال جديد با شما حرفي زده باشم تا به بهانه ي اون سال نو را تبريك بگم:
سال نو (اگر انديشه ي نو باشد) مباركتان باد
همیشه به خودم می گفتم اگر به یدالله رویایی برسی چه سوالی خواهی داشت وامشب بدون اینکه روی سوالم تمرکز کنم اومدم بگم سلام .
بعد سوالی توی ذهنم نقش بست !
چرابالای وبلاگ شما نوشته شد اسطوره ی حرف! یعنی چی ؟
فکرمیکنم باتوجه به تجربیاتمان ولحاظ نمودن شرایط امروز جامعه ی ادبی شخصیت هایی مثل رویایی را باید به عنوان شاعر بشناسیم ویا صاحب نظر و... باعرض پوزش نپسندیدم ولی از شعر شما واشعارشما همیشه لذت بردم اگرچه به روایت نوشته های من کمتر سنخیتی به لحاظ کار باشما دارم اما آثارشما برایم خواندنی وگاها قابل تعمق می نمود .
بااحترام - هجووووووووووم
سلام . سال نومبارك
اين گفته ي شما دربخش اول بسيار زيباست اما پاراگراف بعدي خيلي كلي بيان شد بهتر بود كه مقداري اين بحث را باز كنين .يعني همه ي شاعران ؟ .....
سلام بر استاد مسلم شعر حجم ايران!
پيشاپيش سال نو را خدمت شما و عباس عزيز تبريك عرض مي كنم.
آقای رویائی عزیز، به شدت حیرتزده و هیجانزدهام از خواندن این یادداشت آخرتان. توضیح بدهم؛ در همین چند روز گذشته با دوست عزیزی صحبت اشعار شما و دیگر بزرگان بود و تاثیر گرفتن و بهتر بگویم یاد گرفتن. حرف این بود که فلان شعری که من یا آن دوست سرودهایم متاثر است از شعر شما یا شعر زندهیاد شاملو یا شعر دیگر اساتید و بحث نتیجه این تاثیر بود و مسیر در پیاش. از اینکه یک زبان میتواند مشترک باشد و از اینکه نگاههاست که هر شعر را از زبان کسی میگوید و از همه اینها و خیلی دلایل دیگر حرف زدیم. نمیخواهم حالا مو به مو تکرار کنم چه شد و چه گفته شد، فقط خواستم اشاره کنم به آن بحث و به اینکه چه هیجانزده شدم وقتی این یادداشتتان را خواندم (مخصوصا به این دلیل که آن گفتگو درست در پی حرف شعر شما بود) انگار تائیدی بر آنچه از آن بحث دریافتم و در آن بحث گذشت. خلاصه اینکه انگار پاسخی مستقیم گرفته باشم درباره آن سوال. راستش نمیدانم آن نفی چه سودی دارد وقتی در آن سو همانطور که از موسیقی گفتید یک دنیا درس هست برای گرفتن و هزاران دنیاهای کشف نشده؛ اما در این مشق کردن و مرور میتوانم بگویم لذات و درسهای زیادی نهفته. رو راست بگویم انگار الآن در کلاس درسی نشسته باشم و الآن و در این کلاستان و از این درستان بسیار آموختم. سپاسگزارم استاد گرامی. آرزو میکنم سرخوش باشید و سلامت.
Posted by: ساسان . م . ک . عاصی at mars 15, 2006 6:52 PM