décembre 25, 2004
دوستان نیمرخ صبح لاغر ...
دوستانِ نیمرخ ِ صبح ِلاغر وقتی که با وطـن ِخـــواب در
وطن ِخواب من میآمدند با اطاعتی از مـــرگ انگــار در
بطـــــن آخـــرین تولد من میآینــد وقت مســــین از آن
خروسیست که تاج توری اش هـیجان است وذوب نور
در میان یال حنائی وقتی که در هیجان گل ســرخ مرگ
مسریست روح سپید ما در باغ تو سپری میشـــــود
از شعر های منتشر نشده در دفتر دلتنگی ها (پائیز1347)
در وطن خواب تودرتو روح سبید در باغ تو می گذرد .
Posted by: akram mohammadi at janvier 13, 2005 11:57 AMسلام اقاي رويايي. خوشحال مي شوم اگر سركي هم به ما بكشيد. ارادت.
Posted by: Remo Aliani at janvier 2, 2005 3:19 AMآخرين پست شما کجا شد؟ بهترين سطرها بود از شما در اين سالهای اخير. عباس هم پاش چيزی نوشته بود. عجب! دوباره آمدم که آن را بردارم بگذارم در سيبستانک. نيست!
Posted by: سيبستان at janvier 2, 2005 12:46 AMسلام آقاي رويايي
وقتي كه در هيجان گل سرخ مرگ مسري است
نقدي بر كتاب هفتاد سنگ قبر نوشته ام كه قرار شد در مجله ي نافه چاپ شود محض چاپ شدن برايتان مي فرستم
فقط همين را بگويم كه هفتاد سنگ قبر زندگي مرگ است واينجاست كه مرگ به معناي عدم گرفته نمي شود بلكه به معناي زندگي عدم گرفته مي شود
پيروز باشيد
گل گفتى ، حيف كه اندكى شل گفتى
Posted by: ايرانى at décembre 31, 2004 11:36 PMسلام بر شما
Posted by: poyya at décembre 31, 2004 3:30 PMsiaa
Posted by: Namazi at décembre 31, 2004 3:29 PMچقدر كندم در فهم شعرهايتان! و عقب در حضور
Posted by: پرنيان at décembre 26, 2004 7:02 AMشاعر رويايي _ تمام رخ. سلام.
اين مرگ مسري گل سرخ در شعر _ شما هنوز بعد از اين همه سال طنازو دلرباست. اين تعريف نيست.
