March 08, 2005
پيام قصه پيام قصهنويسها نيست
عباس عزيز،
حرف شعر لزوماً حرف شاعر نيست. ما کاری به اينکه شاعر چه میخواسته بگويد نداريم. ولی اينکه شعر چه میخواهد بگويد حرفی است که حرف هميشهی ماست.
پيام قصه هم هيچوقت پيام قصهنويسها نيست، وگرنه چطور میشود شب باخ و بتهوون گوش داد و فردا موجوداتی انسانی را شکنجه کرد؟ حتماً يک فرقی هست بين انسان و انسانی، و يک ارتباطی هم بين انسانی و غير انسانی!
تا وقت ديگر، قربانت/ نهم اسفند 1383
(سطری بر سالگرد آشويتس)
pheromone research gay pheromone http://gorlumkarlik.dip.jp/2/pheromone_research_human_pheromone_pheromone.html ways to attract woman additive pheromone http://gorlumkarlik.dip.jp/2/ant_pheromone.html and .... pheromone in human human pheromone research http://gorlumkarlik.dip.jp/2/cheap_pheromone.html lure pheromone pheromone forum http://gorlumkarlik.dip.jp/2/pheromone_cologne.html attract body language woman primal instinct pheromone http://gorlumkarlik.dip.jp/2/pheromone_soap.html.Thanks.
Posted by: human pheromone research at May 13, 2005 03:44 PMرویای عزیز
شاعر حساسیت ویژه ای به واژه ها دارد. شعر حرفهایش را میبرد پشت مرزهایی که دیگران به خود اجازه نمی دهند براحتی در آن مرزها قدم بردارند.
خوب شاعر خود را مدام تربیت می کند که والگار ( به قول انگلیسی اش) با زبان برخورد نکند پس والگار هم نمی اندیشد.
بیان بخودی خود وسیله اندیشدن نیست بلکه جای اندیشدن است. پس در زبانی می توان اندیشه دیگری را دید. شاعر با زبان می اندیشد و خلق می کند و در حیات زبان بدنبال شعرهایش می رود. به قول خودت "ولی اينکه شعر چه میخواهد بگويد حرفی است که حرف هميشهی ماست."
افشین بابازاده
Posted by: افشین بابازاده at March 16, 2005 11:15 PMبا سلام
اُستاد رویائی چه زیبا نگاشتید، واقعأ استفاده کردیم ، ما درست است انجمن اسلامی هستیم اما دوست تان داریم و همواره از نظرات خوب تان را بهره برده ایم، موفقیت شما را خواهانیم.
تروریسم آیه ها ، چه اصطلاح جالبی! دهنت گرم .
Posted by: hamideh at March 15, 2005 10:36 PMANAGRAMS 45
Between each blowjob and prayer
Petrodollar chews semtex.
افشين عزيز شاید حق داری،
انگار هميشه رشد فرهنگ رشد جنایت هم بوده است. چون همان وقتی که هوسرل از دیگریت(altérité) و کشف غیر می گفت شاگردش هایدگر به جناح جانی ها می پیوست.
امروز هم سکوت روشنفکر ها و فیلسوف های اروپائی در برابر تروریسم اسلامی از شرم آور ترین سکوت های تاریخ بشری ست .بخصوص این فیلسوف ها و نوفیلسوف های فرانسوی که به حرافی و سرکشیدن در کار دیگران معروفند. یکی شان نیست که این بهشتِ موعود کامیکاز ها را افشا کند. (ترس از تکفیر؟) . از فوکو تا دریدا و نانسی و ریکور ، همه در برابر "تروریسم آیه ها" ، بقول تو ، فر صت طلبانه سکوت اختیار کرد ند.لندن که بیام می بینمت
قربانت : رویا
پايدار باشيد پايدار.........
Posted by: Saba at March 13, 2005 11:30 AMآقاي افشين بابازاده
حساب مردم و سرباز هارا نبايد با حساب كو بلز ها قاطي كرد : اكر به عقيده ي شما هم ارتباطي وحود دارد بين انساني و غير انساني يعني بين اثر و اثر اثر كه در هر كس فرق مي كند لابد رابطه اي هست ( و حتي خود صاحب اثر)
و آنكس كه آن را مي خواند يا مي شنود
دوستانه : رامين ايزدي
رویا جان
موسیقی در دوران حکومت نازی ها در آلمان نقش عجیبی داشت. شاید ، تنها شاید به خاطر باشد که درصد آلمانی هاییکه در دوره قبل از جنگ جهانی دوم از آموزش موسیقی عالی برخوردار بودند به نسبت دیگر شهروندان اروپایی بمراتب بیشتر بوده. برای تاریخ شناسان اروپایی این سوال هیولایی مطرح بوده و هست که چگونه مردمی با این رشد فرهنگی قادر به چنین جنایتی است.
بوده ، که سربازی واریسنهای باخ را می نواخته و در اطاق مجاور سربازان دیگر مرد و زن و کودک را به رگبار می بستند. گویی انسان برای توجیح خود از هر معنویات با ارزشی استفاده می کند چه می خواهد رکتالهای باخ باشد یا اپراهای واگنر
و
یا
آیه ها.
